قهرمان ميرزا عين السلطنه

7221

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

دعوت كرد . البته از مذاكرات آن كسى درست خبر ندارد ، اما آنچه معروف است آقاى مدرس پوست‌كنده گفته است ما در قسمت وزارت جنگ شما حرفى نداريم بلكه تشكر مىكنيم ، اما در باب رياست‌وزرائى شما و كارهاى ديگر شما مخالف [ هستيم ] . سياستمدار نيستيد ، اطرافيان شما بد و خائن [ اند ] . طوفان در عقب شب يكشنبه - در عمارت اميريه كه مدرسهء نظام است سفرا و وزراى مسئول را دعوت نموده بودند . از هشتاد نفر مدعو پنجاه و پنج نفر حاضر شدند . مجلس سرد بود و خودش مسرور نبود . سفير انگليس به ملاقات والاحضرت رفت . دو ساعت خلوت داشت . دائى جان مىگفت در اين ايام دو مرتبه حضور والاحضرت رفتم شاد و خرم بود . طهران يك انقلاب و آشوبى زير سر دارد . اين فقر ، اين تعديات ، اين سكوتها ، حال دريائى را دارد كه طوفانى در عقب [ آن است . ] . راه‌آهن - حرف سردار سپه قمر الدوله و شوهرش را آشتى دادم . يك روز ناهار اينجا بودند . مىگفت آقا محمد جواد شمران بود ، دو مجلس سردار سپه را ديده بود . مىگفت خيلى غرورش زيادتر شده . حاجى رحيم آقا قزوينى و اتحاديه از تجار درجه اول آنجا آمدند . گفتند شما همراهى كنيد ما مشغول تهيهء راه‌آهن شويم . گفت به من چه ، با مجلس است . ما هرقدر لوايح مىدهيم تصويب نمىكنند . من خيال ترقياتى براى مملكت دارم و انجام مىدهم . هيچ‌چيز چارهء مرا جز خدا و مرگ نخواهد كرد . از ميدان احدى در نمىروم . تجار و سردار سپه يك روز هم جمعى از تجار محترم در شهر ديدن رفته بودند . حاجى معين بوشهرى معرفى مىكرد كه اينها اول سرمايه‌دار مملكت هستند . شرفياب شده به عرض برسانند كسب و تجارت زمين خورده ، متصل تجار ورشكست مىشوند ، بعضى عرايض دارند . گفته بود به من چه ، بروند مجلس . جواب داده [ اند ] عرايض آنها مربوط به مجلس نيست . با تغير گفته بود پدرسوخته‌ها شبى پانصد تومان خرج جنده‌بازى نكنند . من نظاميان را بخورنمير مىدهم ، تجار اين قسم خرج مىكنند . اينها در بازار مشهور شد . گفتند از اين قرار ما كوريم نظاميان را نمىبينيم كه توى پول عيش و عشرت غوطه مىخورند . ناصر قلى خان در اين سرما با عيال و طفل كوچكش آمد . خداوند خيلى به آنها رحم